تبلیغات
دانشجویان مدیریت دولتی(90) دانشگاه سمنان - joke 50
 
دانشجویان مدیریت دولتی(90) دانشگاه سمنان
یاد روزای با هم بودن به خیر، برای همه اتون عاقبت به خیری آرزو میکنم بچه ها
شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : میترا حسنان
یکی میگفت:

زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت.

گفتم:سلام،بگومامانت صحبت
کنه.
گفت:نمیشه،داله گلیه می تونه.

گفتم:باباکجاست؟
گفت:دم دله،داله با آقا پلیسه
صحبت می تونه.

گفتم:داداش علی کو؟
گفت:اونم لفته بیمالستانالو بگلده.

گفتم:بابابزرگ
کجاست؟
گفت:اونم لفته پزشک گانونی.

درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می
کردم،

بلندگفتم:مگه چی شده؟
گفت:من گم شدم.

گفتم:الان کجایی؟
گفت:زیل تختم....


:|  ^_^




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 01:38 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an shakiness over that you wish
be delivering the following. unwell unquestionably come further formerly again since exactly
the same nearly a lot often inside case you shield this hike.
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:29 ق.ظ
I have read so many articles or reviews concerning the
blogger lovers but this post is really a good paragraph,
keep it up.
چهارشنبه 12 شهریور 1393 09:52 ب.ظ
:))
صد درصد این بچه لپ خوبی برا گاز گرفتن داره
میترا حسنان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

javahermarket

Online User